خروس بی محل

خرید بک لینک






فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِیهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى یُؤْذَنَ لَکُمْ وَإِن قِیلَ لَکُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکَى لَکُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ" 28 نور


"و اگر کسی را نیافتید باز وارد نشوید تا اجازه یابید، و چون (به خانهای درآمدید و) گفتند: برگردید، به زودی بازگردید که این برای تنزیه و پاکی شما بهتر است، و خدا به هر چه میکنید داناست


هرگز جواب رد، شما را ناراحت نکند، چه بسا صاحب خانه در حالتى است که از دیدن شما در آن حالت ناراحت مى شود.

و از آنجا که به هنگام شنیدن جواب منفى گاهى حس کنجکاوى بعضى تحریک مى شود و به فکر این مى افتند که از درز در، یا از طریق گوش فرا دادن و استراق سمع مطالبى از اسرار درون خانه را کشف کنند در ذیل همین آیه مى فرماید: «و خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است» (وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ). تفسیر نمونه



تا حالا شده بخواید یه مهمونو بپیچونید ؟

اونم مهمونی که هر کاریش میکنی نمیپیچه.


از مشهد تازه رسیده بودیم خونه خیلی کار داشتم تلفن خونه زنگ زد شماره رو دیدم نمیخواستم بردارم .


چرا نمیخواستم بردارم ؟


الان میگم .

.

از مکالمه تلفنی طولانی متنفرم


از گفتن دیگه چه خبر بدتر از اولی .


خب دیگه چکارا میکنی. این دیگه بدتر .


خلاصه بگم من تلفن طولانی دوست ندارم و حالا داشته باشید تو این همه کار این شماره یکی از اونایی بود که ....


دیدم ول کن نیست پشت هم داره زنگ میزنه مجبور شدم برداشتم .


نیم ساعت داشت حرف میزد خدایا جکار کنم کلی کار دارم اصلا حواسم به حرفاش نبود و دلم میخواست قطع کنه, بدبختی اینجا بود که پشت خطی هم نداشتیم والا یه زنگ خودم با موبایل میزدم خونه تا راحت شم .

بعد از یه مکالمه طولانی خدارو شکر قطع کرد و گفت فعلا خداحافظ و من از کلمه فعلا در اون لحظه چیزی نفهمیدم


باید دو شبانه روز میرفتم برای تربیت داوری که از صبح تا شب کلاس بود تو همین گیر و دار قرار بود برا سعیده خواستگار بیاد و ده ها کار دیگه .


حالا بقیه داستان دوست که از اقوام بود .

دوباره زنگ زد .


بفرمایید: ببین خونه ای ما میخوایم بیایم خونتون منم با این همه کار, گفتم الان که نه چون دارم میرم کلاس گفت خب برو کلاس فعلا خداحافظ .


شب که از داوری خسته برگشتم تلفن خونه داشت زنگ میخورد تا شماره رو دیدم مثل کسی که برق سه فاز گرفتش لرزیدم گفتم هیچکس تلفن رو برنداره ها من دارم از خستگی میمیرم نه میتونم حرف بزنم نه پذیرایی کنم .


موبایل چندین بار زنگ خورد باز جواب ندادم .


موبایل بچه ها جدا جدا هر کدوم تقریبا 4بار پشت سر هم .


موبایل حبیب خلاصه صدای تلفن امانمونو بریده بود با شماره ناشناس زنگ زد باز ما برنداشتیم دیگه داشتیم سرسام میگرفتیم آخه تلفن هم نمیتونستیم قطع کنیم چون خواستگار هم قرار بود زنگ بزنه و با هم قرار بزاریم خلاصه بعد از این هم اضطراب شروع کرد به پیامک دادن که ما میخواستیم بییایم فقط زیارت قبول به شما بگیم مثل اینکه خوشتون نمیاد ما دیگه مزاحمتون نمیشیم و از این حرفا ....


ما هم همه با هم گفتیم خدارو شکر !!!


راستی این مهمون حبیب خداست ؟

داشتم این ایه رو برا دانشجو ها توضیح میدادم که یاد این خاطره افتادم .

راستی چه خوبه یه بار هم شده سری به این آیات بزنیم تا ببینیم همینطوری که گفتند مهمان حبیب خداست در جای دیگه هم تاکید میکنه اگه صاحبخونه شرایطش مهیا نیست برگرد این برای شما بهتر است . لطفا پس از خواندن نظر بذارید ممنون

تنها یک آرزوست...

ما را در سایت تنها یک آرزوست دنبال می‌کنید

برچسب: خروس بی محل به انگلیسی,خروس بی محل,خروس بي محل, نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 1:06

صفحه بندی