أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَلَکَهُ یَنَابِیعَ فِی الْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطَامًا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَذِکْرَى لِأُولِی الْأَلْبَابِ ۲۱ زمر
مگر ندیده اى که خدا از آسمان آبى فرود آورد پس آن را به چشمه هایى که در [طبقات زیرین] زمین است راه داد آنگاه به وسیله آن کشتزارى را که رنگهاى آن گوناگون است بیرون مى آورد سپس خشک مى گردد آنگاه آن را زرد مى بینى سپس خاشاکش مى گرداند قطعا در این [دگرگونیها] براى صاحبان خرد عبرتى است
باید به خرمالوهای کال سربزنم
به انارهای سبز
به آدمهای ناپخته
به آنها که هنوز عاشق نشده اند
بگویم که اتفاق بزرگی خواهد افتاد
بگویم که پاییز در راه است...
تکلیفش با خودش مشخص نیست؛
شهریور را میگویم...ا
نه گرمی تابستان را دارد نه هوای ابری پاییز را....ا
چیزی شبیه تنهایی جمعه؛
از آن فصلهایی که بوی غربت میدهد؛
ودرست گیر کرده ست وسط بلاتکلیفی خدا با خودش....ا
نمیدانی باید از بودنش دلشاد باشی یا از رفتنش اندوهناک....ا
چقدر دلتنگ پاییزم .....
تابستون انگار فصل اضافیه با اون همه روزای تعطیل عملا همه کارا نصفه تموم میشه او ل تابستون هزار تصمیم و فکر ولی غافل از اینکه یه دفعه که نسیم خنک صبح پائیز بهت میخوره تازه میفهمی که تابستون رفت و هیچ کاری که راضیت کنه نکردی
ولی الان بی صبرانه منتظر پاییزم ****
آخه این نسیم منو میبره به دوران بچگی بوی روپوش نو, یقه و روبان رنگی کیف دسته دار که دو تا قفل داشت تا چن روزمونده به مدرسه هر روز روپوشی رو که خو اهرم بر ام دوخته بود و روزی چن بار تنم میکردم و خودمو تو آینه نگاه میکردم از اینکه هر سال با بزرگ شدنمون رنگ روبان سرمون عوض میشد عشق میکردیم آخرین رنگ روبان سفید بودبرای کلاس پنجمی ها دیگه یعنی ارشد مدرسه یعنی حساب بردن کلاس پایینی ها ازت و خیلی چیزای دیگه ...
من با تمام وجودم به استقبال پائیز میر فتم
حالا سالها میگذره کاش هنوز بچه بودم !!!!
من عاشق پاییزم......
حتما نظر بدید
ما را در سایت تنها یک آرزوست دنبال میکنید
برچسب: من عاشق پاییزم,من عاشق پاييزم,من عاشق درد زرد پاییزم,من عاشق برگ زرد پاییزم,من عاشق بارون و پاییز,من عاشق رنگ زرد پاییزم, نویسنده: بازدید: 180