دوست جدید

خرید بک لینک


وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّٰهِ جَمِیعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا َ (١٠٣) آل عمران

و همگی به ریسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله وحدت]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید




"الگوی زیبایی برای دیگران باش"

سعی کن کسی که تو را می ببیند،آرزو کند مثل تو باشد...

از ایمان سخن نگو! بگذار از نوری که در چهره داری،آن را احساس کند...

از عقیده برایش نگو..!بگذار با پایبندی تو،آنرا بپذیرد...

از عبادت برایش نگو!بگذار آن را جلوی چشمش ببیند...

از اخلاق برایش نگو!بگذار آن را از طریق مشاهده تو بپذیرد...

از تعهد برایش نگو!بگذار با دیدن تو، از حقیقت آن لذت ببرد...

بگذار مردم با اعمال تو، خوب بودن را بشناسند... ufeff

✨✨✨

افرادی که باما هم عقیده هستند،به ما آرامش میدهند وافرادی که مخالف عقیده ماهستند،به ما دانش.


آدمی برای لذت بردن از زندگی به آرامش نیاز دارد وبرای چگونه زندگی کردن به دانش. افلاطون


نزدیک عید که میشد آماده میشدیم برای مسافرت معمولا به طرف جنوب یه سفر مارکوپلویی که تقریبا نزدیک به 17 یا 18 روز طول میکشید فکر کنم نصف نقشه ایران و دور میزدیم میخواستیم بریم قشم برای رفتن به این جزیره زیبا باید تو صف طولانی ساعت ها منتظر می موندیم تا نوبتمون بشه که وارد لندیگراف بشیم در حدود 60 تا ماشین با بار و سرنشین حمل میکرد دیدن دریا خیلی لذت بخش بود...

وقتی وارد قشم شدیم خب معمولا اونجا بیشتر محل خریده و مردم جزیره از اهل سنت هستن ...

وقتی یه روزی برای خرید کیف وارد یه مغازه شدیم من با سعیده و فرزانه داشتیم کیف انتخاب میکردیم و مغازه دار معلوم بود که آدم اجتماعی ای هست سر صحبت و باز کرد که از کجا اومدید و چه کاره هستید و همینطور... که رسیدیم به بحث حفظ قرآن دیگه هیجانی شد پرسید واقعا شما ها همه حافظید؟؟؟ ما هم با خونسردی گفتیم آره خب مگه چیه تا حالا خدایی کسی اینجوری از ما در باره حفظ نپرسیده بود ... :))

خلاصه گفت هر کیفی میخواید انتخاب کنید از ما پرسید تو جزیره کجا مستقرید ما هم با اعتماد به نفس بالا گفتیم هتل چادر :)))

آقای فروشنده گفت خب برید خرید کنید تموم شد بیاید همین جا دیگه تا اینجا هستید فقط باید مهمان من باشید ما هم از خدا خواسته قبول کردیم چون تو جزیره اتاق خالی هم گیر نمییومد ...

چه خونه بزرگ و خوبی با همه وسایل

یک هفته اونجا بودیم با هم زندگی میکردیم من غذا میپختم و با هم میخوردیم این آقای تاجر از اهل سنت و شافعی بود و وقتی رفتار عادی مارو دید که من مثلا چایی میریختم با هم میخوردیم یه دفعه گفت میتونم یه سوال ازتون بپرسم ؟

چطور شما راحت با ما غذا میخورید؟؟ چرا اصلا سختتون نیست؟؟

ما هم خندیدیم گفتیم برا چی باید سختمون باشه؟؟!

و در این باره ساعت ها حرف زدیم و کنار هم نماز میخوندیم و...


حالا هم چند سالی هست که با هم رفت و آمد داریم و خیلی از شبهات که تو ذهنش بود بر طرف شده و الحمدلله خیلی بیشتر با هم خوبیم ...


اون سال تو قشم به لطف دوستان عزیزمون خیلی به ما خوش گذشت...

تنها یک آرزوست...

ما را در سایت تنها یک آرزوست دنبال می‌کنید

برچسب: دوست جدید,دوست جدیدمو پیدا,دوست جدید مبارک,دوست جدید سلنا گومز,دوست جدید جاستین بیبر,دوست جدیدمو پیدا کن,دوست جدید جنیفر لوپز,دوست جدید جاستین,دوست جدیدرونالدو,دوست جدید در تلگرام, نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:19

صفحه بندی