سفر به تاریخ

خرید بک لینک

قُلْ سِیرُوا فِی اَلْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلُ کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکِینَ (٤٢) روم


بگو: در روی این زمین سیر کنید ، پس بنگرید که سرانجام کسانی که پیش از شما بودند ( از طاغیان و ستم پیشگان و ثروت اندوزان ) چگونه بود!


✨✨



تاریخ را همیشه برنده ها می نویسند.وقتی دوفرهنگ باهم برخورد میکنند بازنده ازبین میره وبرنده کتاب های تاریخی رو می نویسه_کتاب هایی که آرمان خودشون رو تمجید میکنه و دشمن مغلوب رو حقیر جلوه میده.ناپلئون گفته :تاریخ چیست , مگر داستان هایی که بر سر آن توافق می کنند؟


دن_براون

رمز_داوینچی

✨✨



مثل هر سال نوروز که از راه می رسید ما سفر مارکوپولوای مون رو به شهرهای ایران شروع کردیم

اون سال عید نوروز با ایام اربعین امام حسین ع مصادف شده بود

بعد از چند روز که از شهر های اصفهان و یزد گذر کرده بودیم رسیدیم به استان کرمان

از روی نقشه هایی که ابتدای هر شهر میدادند دیدم که شهر جیرفت اثار باستانی زیادی داره و مسیرمون رو کج کردیم به سمت جیرفت تا از اون مسیر به سمت بندر عباس بریم


کم کم داشت غروب میشد و ما از کنار رودخانه هلیل رود عبور میکردیم، تو راه گفتیم با هم زیارت عاشورا بخونیم و توسلی کنیم به حضرت امام حسین ع در شب اربعین


بعد از اینکه زیارت عاشورا تموم شد صدای اذان رو شنیدیم که از یک روستا به گوش می رسید

ماشین رو پارک کردم تا با هم نماز بخونیم


یه نگاهی به تابلوی روستا کردم

دیدم نوشته : به روستای تاریخی کُنارصندل خوش امدید


چه اسم با مزه ای!


مسجدی در کار نبود! اما حدود صد نفر روستایی، زن و مرد و پیر و جوون، داشتند فرش پهن میکردند وسط روستا و یک عده هم اون طرف تر پای دیگ و دیگچه نذری می پختند!

روستای عجیبی به نظر میومد

خونه ها روبروی هم به حالت گرد ساخته شده بودند

و همه مردم وسط میدان این روستا بودند

تا ما از ماشین پیاده شدیم هفت هشت نفر از روستایی ها اومدند به استقبالمون و خوش امد گفتند


ازشون پرسیدیم کجا می تونیم وضو بگیریم؟

یه سرویس بهداشتی عمومی اونجا بود

که به نظر می رسید تو هیچ کدوم از خونه ها سرویس نداره و همه از اون استفاده می کردند

خونه ها خیلی قدیمی و خاکی بود اما مردمش یک دل و صمیمی با هم جمع شده بودند تا برای اربعین امام حسین ع مراسم بگیرند و نذری پخش کنند


بعد از اینکه نماز جماعات خوندیم حبیب ازشون ادرس پرسید که به مسیرمون ادامه بدیم

اما مگه گذاشتن ما یک قدم برداریم؟؟؟ گفتن تا نذری امام حسین رو نخورید نمیذاریم برید!

و ما به اصرار مردم مهمون نواز اونجا شام رو کنارشون موندیم

توی اون چند ساعت که با خانم های روستا حرف می زدیم

متوجه شدم اینجا عجب شهری بوده!! دقیقا وسط این روستا و در واقع تو حیاط این خونه ها که همه به صورت دایره وار دور هم ساخته شده بود

قدیمی ترین تمدن ایران باستان قرار داشت

قدیمی ترین شهر ایران به نام شهر دقیانوس که چندین سال قبل در اثر فرسایش خاک سر از دل زمین بیرون اورده بود

عجیب تر اینکه روستایی ها میگفتن ما وقتی بچه بودیم با تمام این به اصطلاح عتیقه ها که از خاک پیدا میکردیم خاله بازی میکردیم تا اینکه همین چند سال قبل میراث فرهنگی این جا رو کشف کرد و دور حیاط خونه های ما فَنس کشید و اینجا شد یه منطقه توریستی خاص !


دلم می خواست بودید و وضع زندگی این روستایی ها رو میدید که در کنار کأخ های شهر دقیانوس، چه مظلومانه و فقیرانه زندگی میکردند ولی عاشقانه برای أهل بیت عزاداری کردند و این فقر ، ذره ای ایمانشون رو خدشه دار نکرده بود


خوشا به سعادتشون

حقا که زمین میراث مستضعفان خواهد بود

لطفا بعد از مطالعه هر پست نظر بگذارید

تنها یک آرزوست...

ما را در سایت تنها یک آرزوست دنبال می‌کنید

برچسب: سفر به تاریخ,سفر به تاریخ علم اقتصاد,سفر به اعماق تاریخ,تاریخچه سفر به ماه,تاریخچه سفر به فضا,سفر به ماه بزرگترین دروغ تاریخ,تاریخ سفر به ماه,سفر, به نیویورک تاریخ,تاریخ سفر به مریخ,سفر به عمق تاریخ, نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:18

صفحه بندی