جایزه

خرید بک لینک




هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ۶۰ الرحمن


آیا جزای نیکی جز نیکی خواهد بود




جلسات روضه زنانه تو خونه ها هنوز به سبک قدیم اجرا میشه .

روضه هایی که خانم ها نذر میکنن هر ماه یا سال تو خونشون برگزار بشه .

معمولا با پذیرایی یه استکان چای شروع میشه و خانم ها در این مجالس قرآن میخونند و دعای های معروف و خانم جلسه ای هم که با سوادترین آدم مجلس یا محله است که خانم ها قبولش دارند غلط های خوندن خانم هارو میگیره و اکثر خانمها بالای 50 سن دارند .

خانم جلسه ای اغلب از اهالی خود محل بود که همه میشناختنش و خیلی ساده مثل بقیه در مجلس شرکت میکرد و جایگاهش بالای مجلس بود غلط های قرآنی رو میگرفت چند تا مسئله میگفت ( حالا درست و غلطش بماند ) یه روضه یا مداحی( صدا خیلی مهم نبود چون تا شروع نکرده خانم ها خودشون گریه میکردند ) بعد هم با کمی غذای سفره و مقداری پول بدرقه و دعوت میشد برای مجلس بعد که همونجا به خانم ها اعلام میشد .


من زیاد اهل رفتن به مجالس روضه خونگی نیستم یعنی زیاد وقت ندارم بعد اینکه زیادی کنجکاو هستم و ممکنه با خانم جلسه ای دچار بحث و ... بشم چون شنیدن مطالب بدون سند برام سخته , ولی به هر حال مجلسه روضه رو خیلی دوست دارم مخصوصا بعضی وقتا اصلا هوس میکنم برم بشینم فقط گوش کنم انگار این گریه ها باعث ریکاوری روح آدم میشه و قتی از مجلس میای بیرون برا من که اینطوریه دلم میخواد زندگی رو دوباره قشنگ تر از قبل شروع کنم


.❤️❤️



محرم سال گذشته میخواستم برم خونه سعیده ,نزدیک خونه که رسیدم دیدم همسایه روبرو روضه داره یه دفعه دلم هوایی شد گفتم خب تا مغرب میرم روضه بعدش میرم خونه سعیده .


مجلس خوبی بود خانم های همسایه بودند که همه همدیگرو میشناختند انگار من غریبه بودم که با پرسش از من توضیح دادم که اینجا مهمانی اومدم .

بعد از پذرایی با چای و خرما خانم جلسه که زن جا افتاده ای بود شروع کرد به سخنرانی در باره سوره یاسین و خواص اون خیلی توضیح داد بعد گفت من هر جا برم سخنرانی هر کس یه سوره هم حفظ باشه بهش جایزه میدم و هی میگفت خانم ها بییاید شروع کنید سوره یاسین رو حفظ کنید و .....,

خب گفتم تو این جلسه خانم ها همه مثل من سنی ازشون گذشته بود و کلمه حفظ براشون یه خورده سنگین بود بعد خانم جلسه ای گفت هر کس تا سال دیگه تو همین مجلس سوره یاسین رو حفظ کرده باشه من یه جایزه خوب بهش میدم .

من که دیدم فرصت خوبیه گفتم واقعا اگه حفظ کنیم جایزه داره گفت بله حالا شما برو حفظ کن بعدش بگم باید قشنگ حفظ کنید غلط نداشته باشید .

بعد گفت حالا به خاطر همین که در باره سوره یاسین حرف زدیم الان قران بیارید سوره یاسین رو با هم بخونیم .

گفتم ببخشید حاج خانم من میتونم تمام سوره رو از حفظ الان بخونم .

یه نگاه به من کرد البته عاقل اندر سفیه

بعد گفت خانم عزیز گفتم برو حفظ کن سال دیگه ان شاالله


ببخشید من حفظم بخونم


ببین خانم حفظ سخته حالا خودتو به زحمت ننداز از رو بخون مهم نیست تا سال دیگه خوب یاد بگیر .


آقا اصلا تو کتش نمیرفت

.

گفتم حاج خانم اگر از حفظ بخونم بدون غلط جایزه سال بعد رو که قول دادی الان میدی ؟؟؟.


خانمه یه نگاه به من کرد پیش خودش نمیدونم چه فکری کرد گفت باشه من همیشه گفتم جایزه تو کیفم هست هر کس حفظ باشه جایزه میدم ولی بازم به شما میگم بزار سال بعد که خوب حفظشی

بهونه دوم : حاج خانم گفت ببین من باید دوتا عینک داشته باشم که غلط های ترو بگیرم میخوای از رو بخون چون غیر از عینک باید یه ذره بین هم داشته باشم

گفتم احتیاج به هیچکدوم نمیشه


من شروع کردم بعد گفتم همتون نگاه کنید هر جا من اگر غلط خوندم بگید .


خدارو شکر همه سوره رو خوندم بدون غلط .

حالا بعد از تشویق های زیاد و کمی هم البته تعجب


گفتم حاج خانم الوعده وفا


گفت باشه من جایزه شما رو میدم ولی باید قول بدی تا سال بعد یه سوره دیگه مثل همین حفظ کنی


گفتم حاج خانم سال بعد نمیخواد الان همه قران رو حفظم هر سوره ای میخوای بپرس


چی ؟؟؟.

همه قرآن ؟

اره بپرس کدوم سوره رو بخونم ؟


در کمال تعجب و هم چنین خوشحالی کلی من رو با صلوات تشویق کردند

ولی باز من برگشتم سر مطلب اصلی , گفتم حاج خانم جایزه یادت نره

دیدم دست کرد تو کیف مبارک وجایزه رو بهم داد


منم مثل بچه ها از اینکه جایزه گرفته بودم خوشحال شدم البته بیشتر این کار برای شیطنت بود.

خدایا منو به خاطر این شیطنت ببخش


رفتم خونه سعیده و براشون تعریف کردم چه اتفاقی افتاد.

سعیده و فرزانه کلی خندیدند , البته دعوام هم کردن ,گفتند مامان خجالت نکشیدی این کارارو میکنی ؟؟ نگفتی که مامان من هستی پیش همسایه ها گفتم نه بابا .


میخواستم ببینم واقعا جایزه میده یا نه؟

ولی اینو بگم که حاج خانم مجلس واقعا جا خورد و انتظار نداشت .


خدایا دوستت دارم و میدونم دوستم داری که منو با قرآن دوست کردی


تنها یک آرزوست...

ما را در سایت تنها یک آرزوست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 172 تاريخ: شنبه 26 فروردين 1396 ساعت: 9:21

صفحه بندی