اشتباه

خرید بک لینک

وَ إِذٰا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ (٨٠) شعراء


"و چون بیمار شوم مرا شفا میدهد."




از طرف دانشگاه علوم پزشکی گفتند باید یه چکاپ کامل به عنوان طب کار براشون بیارم .

درمانگاه رو هم خودشون مشخص کردند که برم همون جا آزمایش بدم چون دانشجویان خودشون هم اونجا طرحشونو میگذروندن.


خلاصه اون روز صبح زود راهی درمانگاه تو خیابون .... شدم خیلی شلوغ بود ولی تا دیدن از دانشگاه هستم کارمو زود راه انداختند.


آزمایش گوش و بینایی و چکاب کامل .

چند روز بعد برای گرفتن جواب به درمانگاه اومدم .


جوابو که گرفتم رفتم پیش دکتر که برام تایید کنه و برگه رو مهر و امضا کنه .

وارد اناق شدم روبروی دکتر نشستم و برگه هارو دادم که امضا کنه .


برگه ها رو که گرفت دیدم داره یه طوری به من نکاه میکنه ولی بد جور نگاه میکرد همچین یه خورده ترسیدم گفتم الان میخواد حتما بهم بگه سرطان داری .


یه سری تکون داد گفت استاد شما چطور زنده اید چطوری طاقت اوردید باید بری همین الان استراحت کنید


گفتم چی آقای دکتر اینا چیه میفرمایید طوری شده مریضی خاصی دارم

گفت بله فقط تعجب میکنم چطور تا حالا طاقت اوردید و زنده اید و مشکلی نداشتید .

شما دیگه تا چند ماه حق ندارید برید سر کلاس تا این دوره قرص ها تموم بشه بعد دوباره بایدآزمایش بدید اگر برطرف شده بود اجازه دارید برید سر کلاس

منم خیلی ریلکس گفتم خب حالا مریضی من چیه ؟ خطرناکه ؟


دکتر گفت چربی خون شما اونقدر بالاست که اصلا من تا حالا همچین موردی ندیده بودم

من که اصلا خودمو نباخته بودم گفتم من اصلا چربی ندارم خودم حال و روز خودمو میدونم شاید اگه بهم بگی کم خونی داری باور کنم ولی چربی هرگز


دیدم عصبانی شد گفت استاد شما به من یاد میدید من دارم میگم برا شما امضا نمیکنم تا این دوره قرص ها تموم نشه

گفتم خب حالا علائم ش چیه بگید منم بدونم گفت خستگی بی حالی و ...

گفتم والا من اینارو هیچ کدوم ندارم .

خلاصه هر چی گفتم حریف نشدم که امضا کنه

آخر گفتم آقای دکتر من بهتون بگم که من تا یه آزمایش دیگه ندم قبول نمیکنم , برام دوباره آزمایش بنویسید تا برم آزمایشگاه دکترحبیبی فقط اونجارو قبول دارم گفت باشه ولی دارید بیخودی هزینه میکنید .گفتم مهم نیست !!!


هر چند جلو دکتر سفت و سخت وایسادم که مریض نیستم ولی دلم یه کم شور میزد تا صبح صبر کردم .

صبح زود پیاده رفتم آزمایشگاه آخه نزدیک خونمون بود آزمایش رو که دادم گفت عصر جوابش حاضره.

ساعت 4 رفتم جوابو گرفتم همون جا از دکتر پرسیدم میشه بگید این جواب مورد خاصی داره یا نه, گفت نه فقط شما چربی خونتون از آدم های عادی کمی کمتره و هیچ مشکلی ندارید.

وای وقتی اینو که شنیدم یه نفس راحت کشیدم خیلی خوشحال شدم

جوابو بردم برای دکتری که باید امضا میکرد

با دیدن این جواب و جواب دیروز داشت شاخ در میوورد

گفت مگه میشه !!!!


گفتم بله من به شما گفتم ولی شما ...

بعد بهش گفتم من اگر حرف شمارو گوش کرده بودم و اون دارو هارو مصرف میکردم واقعا دیگه میمردم .

خواستم برم پیش رئیس درمانگاه و جریان رو بگم که دکتر با التماس ازم خواست که رحم کنم گفت اینا دانشجو دانشگاه خودتون هستند. کارشون خراب میشه من خودم میرم تذکر میدم قبول کردم و خدارو شکر کردم و برگه امضا شده رو گرفتم و برگشتم .

خدایا آرزوی سلامتی برای همه دارم

تنها یک آرزوست...

ما را در سایت تنها یک آرزوست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 12:53

صفحه بندی