پیراهن یوسف

خرید بک لینک


اذْهَبُوا بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا وَأْتُونِی بِأَهْلِکُمْ أَجْمَعِینَ ۹۳یوسف


این پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید [تا] بینا شود و همه کسان خود را نزد من آورید



امیدوار باش!

تا وقتی چشمی هست که با تو اشک می ریزد،

می توان رنج زندگی را تحمل کرد ...


ژان کریستف

رومن رولان


خدایا انگار وقتی میخوای مصیبتی بدی اول صبرشو میدی

چون میدونی ما طاقتشو نداریم


تعجب میکنم چطور میتونم زندگی کنم چطور تونستم یک هفته طاقت بیارم با این مصیبت پلاسکو

هر لحظه که فکر میکنم بی اختیار اشک هام سرازیر میشه


خدایا به مادراشون صبر بده میدونم و باور دارم که این عزیران در دامان مادرانی بزرگ شدند که از کودکی عشق و ایثار رو خودشون یادشون دادند


چند روز پیش سری به محله قدیمی زدم چشمم افتاد به کوچه ای که تازگی به اسم محمود ابوترابی پلاک کرده بودند

بی اختیار رفتم تو فکر یادم اومد وقتی محمود مثل سرو بلند و زیبا رفت جبهه و 11 سال بعد محمود برگشت ولی فقط چند پاره استخوان در یک جعبه .....

موقع تشیع وقتی زن عمو مثل یک کوه بالای سر تابوت ایستاده بود محمد پسرعموی عزیزم گفت مامان بشین محمود رو ببین همینطوری که خوابیده بودند در کانال به شهادت رسیده بودند و ....


زن عمو همینطور که ایستاده بود بدون اینکه حتی سرشو پایین کنه برای دیدن استخوان ها با صدای محکم و اشاره دست گفت محمود و در راه خدا داده بودم ببریدش

نمیخوام ببینم


آفرین به چنین مادرانی

آفرین به این این تربیت حسینی


خدایا به خانواده های جان باختگان این فاجعه عظیم صبر جمیل عطا کن

امین

تنها یک آرزوست...

ما را در سایت تنها یک آرزوست دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 153 تاريخ: جمعه 29 بهمن 1395 ساعت: 6:53

صفحه بندی